خوان ششم ...
اشک ریختم توی تنهایی خودم... خلوت کردم با خدام ... روزی که باید خوشحال باشم غم و اندوهم فراوان بود.. اما شد... اره تموم شد... من و یه بلیط و یه دنیا ارزوی پیش رو....
+ نوشته شده در سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۴ساعت 15:42 توسط گمشده ای در شب |
ما را در سایت در جستجوی یکرنگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 19:31
ما را در سایت در جستجوی یکرنگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 19:31